تبليغاتX
بیرجند،گنجشک ندارد

و اما عشق...

 


دنبال بهانه می گشتم این پست را پاک کنم پیدا کردم:


سلام

لازم بود فکر کنم رو مطلبی که نوشتی
رو اینکه چقدر حقیرند؟کسانی که نه جرات دوست داشتن دارند نه اراده دوست نداشتن نه لياقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن
واقعا به نظرت تمام آدمها حقیرن ؟
به این فکر کن
کسی که جرات دوست داشتن نداره شاید میترسه از اینکه از دست بده کسی رو که دوست داره پس این حقارت نیست ترسه
یا کسی که جرات دوست نداشتن نداره
مگه میشه دوست نداشت؟
دوست داشته شدن لیاقت نمی خواد
و متانت دوست داشته نشدن
خوب این یکی سخته اما حقیرانه نیست
مگه میشه دوست نداشت
شعر نخوند
مگه میشه؟
به این فکر کردم که تو هر کدوم از این موقعیت ها قرار گرفتم یا نه؟
قرار گرفتم
همه قرار میگیرن حتی خود شما
اما هیچ وقت احساس حقارت نکردم
چه وقتیکه ترسیدم از دوست داشتن
ترسیدم از دوست نداشتن
و چه زمانیکه دوست داشته نشدم
ولی باز هم شعر خوندم

اما حقیر نبودم


ممنونم خانوم صلح دوست

!! نوشته شده توسط محمد | 1:38 بعد از ظهر | شنبه دهم مرداد 1388 •